X
تبلیغات
امیر بختیاری

قالب پرشین بلاگ


امیر بختیاری
یک جامعه شناس ایرانی

سلامی به گرمی آفتاب وبه زیبایی مهتاب!

نمیدانید که چقدر خوشحال مسرور شدم از این اتفاقاتی که امروز برای من رخ داد!

آنقدر شادم که درپوست خود نمی گنجم!

باور نمی کنید؟! خودنیز باور ندارم!

همینطور قدم میزدم که ناگهان به طور اتفاقی توده ای از مردم را دیدم که دور کسی حلقه زده اند!از روی کنجکاوی(همان فضولی همیشگی)به حلقه نزدیک شدم...

مردی را دیدم که می خندید و به همه چیزی می گفت!صحبت از نت و یا هو و چت و ایمیل و اینجور حرفها بود!من هم از خدا خواسته پریدم وسط و از آن مردسوال کردم!!

-آقا شما از نت خبر داری؟

گفت: پ نه پ!!

همه زدند زیر خنده!

-چرا یاهو قطع شده؟

گفت:بچه ها یادتونه چند وقت پیش؟!

همه گفتیم چی رو؟!

گفت: یه کشتی از تو خلیج فارس رد میشد زد کابل نت رو پاره کرد؟

همه گفتیم آره /خب/ خب /خب

گفت قواصهای ما رفتند با هزار زحمت او کابل و گره زدند!

همه گفتیم خب!

یکی از تو جمع گفت ما که باور کردیم کابل پاره شده بوده اما حالا چرا فقط یاهو قطع شده؟!

گفت: بچه ها کابل از تعداد زیادی رشته درست شده که هر رشته مربوط به  یک سایته

(همه ما انگشت به دهان اَ اَ اَ اَ)

الان هم کابل یاهو از همون جا پاره شده!

یکی از تو جمع گفت: ما شنیدیم که یابو ی مش رمضون تو زمین لنگ اش گرفته به کابل و پاش چلاق شده, آنوقت مش رمضون هم با بیل زده کابل و قطع کرده!

آن مردگفت:نه این تنها یک شایعه است!!

یکی دیگه از تو جمع گفت: کار این انگلیسیها و امریکایی های پف....که هر چی میکشیم از دست اونهاست,شاید اونها زدند رشته سیم یاهو رو قطع کردند !

از این مارمولکها همه چیز بر می یاد!میخواهند به ما ضربه بزنند بی پدر ...ها!

مردگفت: امکان دارد دشمن همیشه میخواهد به صورتی فتنه راه بیاندازد و همه این کارها را با هدف و منظور انجام می دهد!

من گفتم : آقا جون! درد ات بخوره تو سر ام کی درست میشه ؟, به جون مادر م نباشه به جون مادر شما باید تحقیق ام را به استاد میل بزنم!با دوستام چت کنم! خبر از حالشون بگیرم!

تمام پل های ارتباطی ام بسته شده!

مرد گفت: پسرم برو خداروشکر کن تا چند روز دیگه درست میشه, مگه زمان ما این چیزها بود؟!

تازه یک گشتی بزرگ داره از مسیر این کابل رد میشه که اگر برخورد کنه نت برای همیشه قطع میشه!!!!

......


برچسب‌ها: امیر بختیاری, چرا یاهو باز نمی شود, یاهو
[ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 0:17 ] [ امیر بختیاری ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وطن یعنی تفنگ بختیاری
غرور ملی و دشمن شکاری
...................................
در به در از باد زیستم
در سرزمینی که گیاهی درآن نمی روید.

ای تیزخرامان!
لنگی یٍ پایٍ من
از ناهمواری یٍ راهٍ شما بود.


احمد شاملو (آیدا در آینه)

..................................................

کودکی گم شده
زیر پوست تنم مرا می جوید
ومن
دنبال کودکی ی گم شده ام...
کودک شورش می کند
کودک فریاد می کشد
تلاش می کند
شیطنت می کند
کودک صدایم می کند
ومن
به دنبال صدای گم شده اش
در آغوش اش می گیرم...

کودک
با حالتی مغموم
دادمی کشد
چرا تو؟
چرا تو آینده ی منی؟
چرا؟

امیربختیاری پاییز90
...............................................
من به باکره بودن قلب فاحشه ها
و فاحشه بودن ذهن باکره ها
ایمان دارم
قلب فاحشه ها در حسرت احساسات ابراز نشده
و ذهن باکره ها در حسرت غریزه ی ارضا نشده

دکتر علی شریعتی مزینانی
.........................
من تو را لمس نمی کنم ،
من تو را زیارت می کنم.
تو بوی بهشت با خود داری .

از کتاب سلوک
محمود دولت آبادی


اکنون دستت را در دست من بگذار
بدین عهد که دست ها از هم جدا می شوند
و دل ها نه !
این عهد ماست .

از کتاب
آن مادیان سرخ یال
محمود دولت آبادی
...................................
...ما
پيغام دوست داشتنمان را با دود به هم ميرسانديم
.نميدانم
آن سو براي تو تكه چوبي هست؟
من اينجا
جنگلي را به آتش كشيده ام...!
بهار 90
.............................
تو شمعی روشن کن!
سحر
خورشید خانم که حجابش را بردارد
راه از چاه
راه از بی راه
نمایان میشود!!
اکنون شمعها به انتظار تو ایستاده اند...
امیر بختیاری دی ماه90
...............................
دور باش اما نزديك.
من از نزديك بودنهاي دور ميترسم
دکتر علی شریعتی مزینانی

............................................
فاحشه کسی است که در زندگی اش
از همخوابگی با بزغاله نگذشته است
اما قصد دارد با دختر باکره ازدواج کند.

"صادق هدایت

........................................

هدف شعر تغییر بنیادی جهان است و درست به همین علت هر حکومتی به خودش حق می دهد شاعر را عنصری ناباب و خطرناک تلقی کند. اهل سیاست به قداست زنده گی نمی اندیشد بل که زنده گان را تنها به مصادر و وسایلی ارزیابی می کند که عندالاقتضا باید بی درنگ قربانی پیروزی او شود و ای بسا به همین دلیل است که باید قبول کرد در جهان هیچ چیز، شرط هیچ چیز نیست و در دنیای بی قانونی که اداره و هدایت اش به دست اوباش و دیوانه گان افتاده، هنر چیزی است در حد تنقلات و از آن امید نجات بخشیدن نمی توان داشت.

احمد شاملو

.............................
به همین سادگی
که کلاغ سالخورده
با نخستین سوت قطار
سقف واگن متروک را
ترک می گوید
دل ،
دیگر
در جای خود نیست .
به همین سادگی !

حسین منزوی
..............................
از تمام این واژه ها

همین چند نقطه مانده،

دارو ندار ما

این سه نقطه هم تقدیم به تو

جای تمامِ ناگفته ها

امیر بختیاری فرودین91